پارسي نامه
مجله الکترونيکي اعضاي پارسي بلاگ
مطالب اين مجله توسط دبيران منتخب از بين وبلاگ نويسان پارسی بلاگ، برگزيده مي شود

  سلبريتيسم يا پادشاهي چشم پرکن ها
سلبريتيسم امروز، قمپزي است که جز صدا هيچ ندارد و صداي بلند خود را مديون رسانه­ هاي نو ظهوري است که بي هيچ زحمتي، او را تا دورترين مناطق نفوذ مي­ دهد. سلبريتيسم آميخته ­اي از جهل، احساس زدگي و خودنمايي است.
  خمينيِ نيجريه
در گلو بغضِ خسته‌اي دارم، هستم از اين همه ستم شاکي|جانِ شيعه رسيده بر لب‌ها، از غم و رنجِ شيخ زکزاکي|روسفيدي در اين جهانِ سياه، ايستادي به پاي باورِ خود|مردِ ميدانِ کارزار و جهاد، عالِمِ انقلابي و خاکي|مدّعي تا دلت بخواهد هست، ياوه و حرفِ مفت بسيار است: شيخ‌ِ برجام و سازش و تسليم، شيخ‌ِ تحقير و خشم و هتّاکي.
  خاطرات ايران يا ايراني سراسر خاطره؟
ايران نام يک زن بود. زني که به استواري ايران ايستاده بود. زني که تصويرش حالا روي جلد بود. جذب تر شدم. برش داشتم. آنقدر مرا جذب کرد که ظرف چند روز تمامش کردم و تا به امروز به خاطرم مانده. به خاطر ماندني که براي اولين کتابي که به عنوان يک نويسنده بناست معرفي کنم، معرفي اش کنم؛ خاطرات ايران!
  پريشان جان
تو را آن کس که با من بدگمان کرد/جفاجو، بي وفا، نامهربان کرد/به دستم باده از جام بلا داد/به تيغ ناسپاسي قصد جان کرد/نهال آرزوهاي دلم را/اسير برگريزان خزان کرد/ دل افتاده در دام غمم را/کبوتر بچّه اي بي آشيان کرد/تمام هستي ام را داد بر باد/به سيلابي که از چشمم روان کرد/به تيغم گرنه مجروح و نوان ساخت.
  اسپيلبرگ نامه
اخيراً وقتي را اختصاص دادم و فيلمِ لينکلن (2012) اثرِ ديگري از آقاي استيون اسپيلبرگ را تماشا کردم. کارگرداني اسپيلبرگ وقتي با بازي درخشانِ دنيل دي لوييس در هم آميخته بشود نتيجه قطعاً تسخيرِ چشم و ذهنِ هر بيننده‌اي خواهد بود. البته نه بيننده‌هاي آگاهي که حواسشان کاملا جمع است تا در گرماگرمِ اين شعبده‌هاي سحرآميزِ سينمايي گنجشکِ رنگ‌شده‌اي جاي قناري قالبشان نشود!
برگزيدگان مجله در شهريور 1398
By: ParsiBlog.com ® Team © 2003